نام شما:
ایمیل مقصد:

 سال 1398 سال نوعدوستی، انعطاف و گشایش در مدیریت شهری نویسنده: حمیدرضا موحدی زاده*
در آستانه آغاز سال جدید 1398 به سر می بریم. این که سال 1397 چگونه بر ما و جامعه ایران گذشت، مستلزم ارائه تحلیل دقیق و چرائی تحولات و وقایع در روند مسائل ملی و بین المللی می باشد. این که چه چشم اندازی فراروی مردم، جوانان و فرزندان ما در سال 1398 می ...

به بهانه حضور رهبران و ارکسترهای خارجی در ایران؛ جای موسیقی سنتی کجاست؟

به بهانه حضور رهبران و ارکسترهای خارجی در ایران؛ جای موسیقی سنتی کجاست؟


گروه: موسیقی، شعر، تئاتر و سینما
تاریخ درج: 1394/8/20
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 0

رضا نامجو| موسیقی از آن دست هنرهایی است که پس از مدت‌ها به صحنه حضور هنرمندان خارجی در ایران تبدیل شده است. حضور انور براهم نوازنده شناخته شده عود به همراه گروهش، حضور ارکستر سمفونیک چین در تالار وحدت و اجرای برنامه مشترک با ارکستر سمفونیک ایران و حالا حضور یک رهبر ارکستر ترکیه‌ای شناخته شده که بناست تا دو هفته دیگر به ایران بیاید و ارکستر سمفونیک را برای اجرای کارهای موتزارت آماده کند شاهدان خوبی برای این مدعا هستند. بنابراین به نظر می‌رسد مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توانسته‌اند امکان حضور موزیسین‌های شناخته شده خارجی را در کشورمان فراهم کنند و به همین خاطر هم هست که احتمالا به گونه‌های مختلف موسیقی بین‌المللی از آن دسته افرادی باشند که بیش از سایرین از عملکرد وزارت ارشاد و معانت هنری خوشنود هستند. با این وجود اما به نظر می‌رسد وقتی صحبت به میزان حمایت دولت از موسیقی سنتی می‌رسد احتمالا باید کمی تامل کرد و در مورد عملکرد مسئولان دولتی کمی بدبینانه به مسئله نگاه کرد. بسیاری از کسانی که در حوزه موسیقی ایرانی کار کرده‌اند معتقدند دولت یازدهم در مورد حمایت از موسیقی سنتی ایرانی کم کاری کرده است. امید ایرانیان با چهره‌های در گزارش پیش رو به این موضوع پرداخته که آیا مسئولان دولتی در دوره اخیر سمفونی زده شده‌‌اند یا خیر؟ به عبارت دیگر دلیل اقبالی که مسئولان فرهنگی کشور به موسیقی ارکسترال دارند چیست و از سوی دیگر چرا حمایت‌هایی که در مورد موسیقی ارکسترال مشهود هستند در موسیقی سنتی دیده نمی‌شوند؟ چهره‌های نام‌آشنایی چون مجید کیانی( نوازنده شناخته شده و پیشکسوت سنتور)، نادر مشایخی( رهبر ارکستر شناخته شده ایرانی)، هادی منتظری( نوازنده  پیشکسوت کمانچه) به این سوالات پاسخ داده‌اند:

مسئله انتخاب اولویت‌هاست

به نظر بسیاری از موزسین‌های موسیقی ایرانی سال‌هاست به این نوع از موسیقی توجه چندانی نمی‌شود و در عوض چه قبل از انقلاب و چه پس از آن، مسئولین حوزه فرهنگی کشور بیشتر به موسیقی سمفونیک غربی توجه کرده‌اند. مجید کیانی نوازنده شناخته شده سنتور یکی از همین هنرمندان است. او به امید ایرانیان می‌گوید: موسیقی دستگاهی کشورمان نه فقط برای من که برای همه مردم ایران  درست شبیه بوستان و گلستان سعدی، دیوان حافظ و مثنوی معنوی بیانگر فرهنگ، تفکر و عمق اندیشه ایرانیان است.  با این وجود کیانی به تعطیلی بلند مدت ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی اشاره می‌‌کند و می‌گوید:

«همه ما در زمان تعطیلی ارکستر ملی ایران ناراحت بودیم و احتمالا باز هم همه ما وقتی خبر بازگشایی و آیین رونمایی مجدد از ارکستر ملی و ارکستر سمفونیک  منتشر شد، شاد شدیم».

این در حالی است که وقتی نوازنده پیشکسوت سنتور به میزان حمایت مسئولان فرهنگی به موسیقی ایرانی و موسیقی ارکسترال غربی می‌نگرد با خود می‌گوید:. «اگر قرار است امروز آثاری مربوط به بتهوون را بشنویم، می‌توانیم به راحتی با استفاده از اینترنت و ماهواره‌ها، بهترین اجراها توسط مشهورترین گروه‌های ارکستر  سمفونیک جهان  را در اختیار داشته باشیم. در این صورت چه نیازی به اجرای زنده سمفونی‌های گذشته در ارکسترهای موسیقی غربی کشور است؟»

با این وجود بسیاری از علاقه‌مندان به موسیقی ارکسترال ترجیح می‌دهند آثار متعلق به این نوع موسیقی را به صورت زنده در سالن‌های کنسرت بشنوند. مولف کتاب «هفت دستگاه موسیقی ایران» معقتد است:  «اگر این  توجیح برای حضور و فعالیت ارکسترهای سمفونیک آورده شود، تا اندازه‌ای قابل قبول است اما در این شرایط، مشکلی پیش روی ما قرار می‌گیرد و آن انتخاب ارجح بین انواع موسیقی در کشور است. آن‌چه باید برای ما ایرانیان در زمینه موسیقی مهم باشد، کدام یک از انواع هنر موسیقی است؟ موسیقی ارکسترال غربی یا موسیقی دستگاهی و نواحی خودمان که از نمادهای ملی کشور ایران است و می‌تواند به عنوان نشانه‌ها و نمادهای فرهنگی هر کشوری در هر جای جهان  شناخته شود؟ چه اتفاقی در کشور افتاده که موسیقی ملی خودمان توسط مسئولین نادیده گرفته می‌شود؟»

مجید کیانی پس از طرح این سوالات می‌گوید: « وقتی عرصه برای عرضه موسیقی ملی تنگ شود و به جای برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری روی آن، توجه به سمت موسیقی ارکسترال سمفونیک غربی برود دیگر مجالی برای پیشرفت و خلاقیت به صورت سیستماتیک در موسیقی ملی نخواهد ماند. او امیدوار است. امید دارد به اینکه موسیقی وطنی که به نظر او یک عنصر هویت مستحکم در ساخت هر تمدنی به حساب می‌آید مورد حمایت مسئولان فرهنگی قرار بگیرد».

 هادی منتظری: اگر قرار است حمایتی صورت بگیرد اولویت با موسیقی ایرانی است

 مسئله بعدی که دست‌اندرکاران موسیقی ارکسترال بر روی آن پا فشاری می‌کنند موفق نبودن موسیقی سنتی ایران در مقایسه با کشورهایی چون ترکیه، هندوستان و کشورهای عربی است. آنها می‌گویند کشورهایی چون هند و ترکیه توانسته‌اند در شرایط کنونی جهان موسیقی خود را به خوبی معرفی کنند. سوالی که در این بین قابل طرح است دلیل به وجود آمدن وضع مذکور( آن هم در صورت پذیرش گزاره مطرح شده از سوی این موزیسین‌ها) است. سوال اینجاست که مشکل به وجود آمده متوجه هنرمندان حوزه موسیقی ایرانی است یا سیاست‌گذاران فرهنگی و نحوه عملکردشان؟

هادی منتظری نوازنده نام آشنای کمانچه که از اولین اعضای گروه موسیقی شیداست به این سوال این‌گونه پاسخ می‌دهد: «وقتی برخی از دوستان عدم گرایش عوام و بیشتر جمعیت به موسیقی ایرانی را نشانه بلااستفاده بودن و ناکارآمدی موسیقی دستگاهی و نواحی ایرانی در شرایط امروز معرفی می‌کنند، باید بگویم موسیقی کلاسیک غربی نیز به عنوان یک موسیقی فاخر و سنگین در کشورهای اروپایی که خود صاحبان این نوع از موسیقی هستند، طرف‌داران انگشت‌شماری دارد. موسیقی کشور ما، موسیقی دستگاه و نواحی ایرانی است همان طور که شاعر کشور ما حافظ است. وقتی گوته به عنوان یک شاعر آلمانی شناخته می‌شود این طبیعی است که موسیقی کلاسیک هم با مفهوم رایج آن، به کشورهای اروپایی تعلق داشته باشد و در نتیجه دوستان ما باید با تعلق مردم به موسیقی ایرانی، به راحتی کنار بیایند».

منتظری که دارای نشان درجه یک هنری از وزارت فرهنگ وارشاد است بحث حمایت‌ از موسیقی توسط ارگان‌های فرهنگی را مطرح می‌کند: «در تمام دنیا ارگان‌هایی به نام شهرداری، متولیان نوع خاصی از موسیقی هستند که در اصطلاح آن را به نام موسیقی سمفونیک یا موسیقی کلاسیک ملی نام‌گذاری می‌کنند. در سراسر دنیا طرف‌داران موسیقی روز یا در اصطلاح پاپ برای تماشای یک کنسرت سالنی صد هزار نفری را پر می‌کنند در حالی که ممکن است در اجرای یک ارکستر سمفونیک با درجه  هنری بالا دویست یا سیصد نفر به سالن بیایند. این وضعیت تنها مربوط به کشور ما نیست و در کشورهای صاحب موسیقی سمفونیک غربی نیز حاکم است. مثلاً اگر بنا باشد من با یک خواننده موسیقی ایرانی  به اجرای برنامه بپردازم، نهایتاً هزار نفر آن هم فقط برای یک شب به سالن خواهند آمد. با این وجود در کشورهای اروپایی شهرداری‌ها متولی برگزاری چنین اجراهایی هستند و با پرداخت هزینه‌های گروه‌های هنری، حقوق نوازندگان و هزینه‌های مربوط به سالن، به طور رایگان از مردم برای شرکت در این اجراها دعوت می‌کنند تا هم هنرمندان موسیقی کلاسیک از نظر مالی تامین باشند و هم از فرهنگ خودشان حمایت کنند».

این نوازنده پیشکسوت مسائل سیاسی را دلیل اصلی عدم حمایت مسئولان فرهنگی از موسیقی اصیل و موسیقی نواحی ایرانی می‌داند و می‌گوید: «ما با تشکیل ارکستر سمفونیک، مشکلی نداریم. این حق طبیعی هنرمندان و رهبران ارکسترهای سمفونیک در ایران است که مورد حمایت مالی قرار بگیرند و به آنها توجه شود. اما هر کشوری در زمینه فرهنگی طبیعتاً برای خودش اولویت بندی‌هایی دارد. توجه به موسیقی سمفونیک غربی زمانی می‌تواند کاربرد داشته باشد که به کشورهای دیگر جهان نشان دهد موسیقی ارکسترال در ایران هم وجود دارد و می‌توان شاهد اجرای ارکستر سمفونیک غربی هم بود. اما در این میان ما وظیفه مهم‌تر از این هم داریم. ما نیاز داریم که موسیقی خودمان را به دنیا معرفی کنیم چون اساس کار همین است».

او به داشته‌های موسیقی نواحی هم اشاره می‌کند: «ما نوازندگانی مثل حاج قربان سلیمانی داشته‌ایم. امروز هم تعداد نوازندگان حوزه موسیقی ایرانی در کشور کم نیست. هنرمندانی که در مورد موسیقی کشورشان برای جهانیان حرف‌های زیادی دارند. به نظر من ایجاد پدیده سمفونی‌زدگی با توجه به پیشینه‌ای که در کشور ایران دارد، فارغ از دلایل هنری بنا به استدلالات سیاسی اتفاق افتاده است. صحبت من برای دفاع و حمایت از موسیقی دستگاهی نیست. به نظر من رسالت و مسئولیت اصلی مسئولان فرهنگی کشور، رسیدگی و توجه به موسیقی نواحی ایران است. بعد از اینکه حمایت همه‌جانبه از موسیقی نواحی صورت گرفت، تازه نوبت به موسیقی دستگاهی کشور خودمان می‌رسد. در نهایت اگر شرایط برای حمایت از موسیقی کلاسیک غربی فراهم بود، باید به این موسیقی هم توجه شود. نواحی مختلف کشور به عنوان خاستگاه و مرکز ایجاد موسیقی نواحی، در طول تاریخ باعث شکل‌گیری موسیقی دستگاهی شدند و متأسفانه امروز با شرایط خوبی مواجه نیستند.

به نظر منتظری حمایت از موسیقی نواحی نیاز به صرف هزینه و زمان دارد. هادی منتظری می‌گوید: «مگر تعداد هنرمندان فعال در موسیقی نواحی و دستگاهی ایران چند نفر است؟ باور کنید تعداد هنرمندان فعال در موسیقی نواحی کشور به هیچ عنوان به اندازه نوازندگان ارکستر سمفونیک نیست. فکر می‌کنم تعداد نوازندگان با تجربه و کارآزموده کمانچه در ایران به اندازه انگشتان دو دست نباشد. البته نوازندگان جوان در کشور بسیار خوب فعالیت می‌کنند اما باید بدانیم برای تربیت و معرفی نوازندگان مثل کیوان کلهر، اردشیر کامکار یا هادی منتظری هزینه‌های زیادی از سرمایه مملکت صرف شده تا هنرمندان تحصیلات دانشگاهی خودشان را انجام دهند به سفرهای خارجی بروند و بتوانند شیوه و جهان‌بینی خاص خودشان را پیدا کنند. این هزینه‌ها برای من انجام شده تا پس از گذشت سال‌ها و تلاش‌های فراوان وقتی مردم ساز هادی منتظری را می‌شنوند، ‌بتواند به راحتی بگویند که او موسیقی اصیل می‌نوازد».

نوازنده و آهنگساز موسیقی ایرانی با اشاره به اینکه با حضور ارکستر سمفونیک مشکلی ندارند می‌گوید: «با این وجود می‌گویم اگر قرار است به اندازه پنج نمره به موسیقی سمفونیک توجه شود توجه به موسیقی دستگاهی و نواحی ایران باید به اندازه بیست نمره باشد».

 نادر مشایخی: برخی‌ها ترسیدند دست زیاد شود!

در این بین برخی از چهره‌های شناخته شده فعال در حوزه موسیقی ارکسترال هم از وضع موجود انتقادهای اساسی دارند و معتقدند موسیقی سمفونیک در ایران خوب معنا نشده و باید در این زمینه تجدید نظر کرد. نادر مشایخی رهبر ارکستر شهرداری تهران یکی از همین هنرمندان است. مشایخی در مواجه با این سوال خبرنگار امید ایرانیان که آیا می‌شود وضع کنونی موجود در عرصه موسیقی را به نوعی سمفونی‌زدگی نسبت داد می‌گوید: من با عبارت سمفونی‌زدگی موافق نیستم و به دنبال کلمه دیگری می‌گردم چرا که آنچه در ایران اتفاق می‌افتد، سمفونی نیست که حالا بحث بر سر سمفونی‌زدگی باشیم. ما در ایران با شبه سمفونی است و در واقع موزیسین‌ها شبحی از سمفونی را به روی صحنه می‌برند.

او با انتقاد از باور مرسوم در مورد این رشته به خصوص از موسیقی ارکسترال می‌افزاید: «سمفونی مگر چیست که دوستان مرتبا «سمفونی، سمفونی» را تکرار می‌کنند؟ برای آنها اصلا مشخص نشده است که این کلمه اشتباه است. اطلاق این کلمه به این موسیقی غلط است. به موسیقی که امثال من کار می کنیم که سمفونی نمی‌گویند!! متأسفانه کسانی که در این 30 و چند  سال مسئولیت موسیقی را بر عهده داشتند این دو مسئله را به اشتباه با همدیگر در یک کاسه ریختند. فکر کردند هر چیزی که با موسیقی و ارکستر سمفونیک کار می‌کند، سمفونی است و به یک دفعه کلمه سمفونی ابهت پیدا کرد.

او در ادامه انتقاداتش به برخی از موزیسین‌ها اشاره می‌کند که بزرگی ارکستر را نشانه ابهت موسیقی می‌دانند: «کسانی که در این وادی فعالیت می‌کردند مدعی بودند قطعه‌ای می‌نویسند که 80 نفر در حال نواختن آن هستند. مسئله تا آنجا پیش رفته که اصلا در پلاکاردها و پوسترهای کنسرت‌هایشان می‌نویسند خواننده‌ای با ارکستر صد نفری کنسرت برگزار می‌کند. گویا شما کنسرتی با 90 نفر برگزار کنید بد است. یعنی تعداد نوازنده اهمیت پیدا کرد و مسائل را کمی دیدند و از لحاظ کیفی به آن توجه نکردند».

مشایخی با بیان اینکه موسیقی نواحی ایرانی در چنین شرایطی دارد از بین می رود می گوبد: «من اعتقاد دارم آدمی که در خراسان با «دو تار» می‌نوازد به اندازه یک ارکستر خوب می‌تواند ما را سحر کند. این در حالی است که ما اصلا ارکستر خوب نداریم.. به این دلیل که در طول این 30 سال، دوستان موزیسین نتوانستند کاری انجام دهند به این خاطر که توانایی انجام آن را نداشتند. آنها نتوانستند به درستی این مسئله را برای مسئولین مشخص کنند که با موسیقی چه ابزاری می‌شود در دست داشت. البته شاید هم نخواستند این کار را انجام دهند چون اصلا در آن سطحی که باید نبوده‌اند. به قول معروف ترسیدند دست زیاد شود. موسیقی‌دانان وقت این را داشتند که به مسئولان یاد بدهند اما این کار را نکردند. حالا هم که وضع موسیقی این گونه است و دست‌اندرکاران موسیقی مسئول این قضیه هستند»

بستن http://www.modarair.com/news/موسیقی/موسیقی-سنتی.html
مطالب مرتبطمطالب مرتبط:
بازديد کل : 363930     
تمام حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به سايت بنياد مدارا و تدبير مردم ایران ( تأسیس: سال 1384 ) می باشد.
نام شما:
ایمیل مقصد: