نام شما:
ایمیل مقصد:

 سال 1398 سال نوعدوستی، انعطاف و گشایش در مدیریت شهری نویسنده: حمیدرضا موحدی زاده*
در آستانه آغاز سال جدید 1398 به سر می بریم. این که سال 1397 چگونه بر ما و جامعه ایران گذشت، مستلزم ارائه تحلیل دقیق و چرائی تحولات و وقایع در روند مسائل ملی و بین المللی می باشد. این که چه چشم اندازی فراروی مردم، جوانان و فرزندان ما در سال 1398 می ...

شهرام ناظری از شرایط امروز آواز ایرانی می‌گوید؛ راه نوآوری از تقلید نمی‌گذرد

شهرام ناظری از شرایط امروز آواز ایرانی می‌گوید؛ راه نوآوری از تقلید نمی‌گذرد


گروه: موسیقی، شعر، تئاتر و سینما
تاریخ درج: 1394/11/29
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 1

سامان آسمانی| شهرام ناظری خواننده پر آوازه ایرانی امروز یکی از پایه‌های زنده موسیقی آوازی در ایران است که بیان حماسی و عارفانه را در کار خود به‌خوبی منعکس کرده است. او که عنوان شوالیه آواز ایران را با خود یدک می‌کشد در راهی قدم برداشته که کمتر آوازخوانی در موسیقی ایرانی جرات حرکت در آن مسیر را داشته است. ارایه بدیع اشعار مولانا و کار کردن روی اشعار ابوالقاسم فردوسی یکی از همین بدعت‌هاست که ناظری باتوجه به شناختی که از اشعار این دو شاعر پرآوازه داشته و البته سیراب شدن از منبع موسیقی نواحی، در آن راه کوشیده است. با ناظری که در چند روز گذشته برای دیدن کنسرت گروه موسیقی دیوانا‌(راجستان) به جشنواره موسیقی فجر آمد درباره این گروه موسیقی و به تبع آن بررسی وضع آواز ایرانی در این سال‌ها گفت‌وگو کرده‌ایم:

 

آقای ناظری شما هم جزو مخاطبان اجرای گروه راجستان در جشنواره سی‌ویکم موسیقی فجر بودید. به نظر شما این اجرا دارای چه ویژگی‌هایی بود؟ اساسا اجرای این گروه تا چه حد مورد توجه شما قرار گرفت؟

با حضور در کنسرت گروه دیوانای راجستان تمام کسانی که در سالن رودکی بودند دیدند چطور این گروه موسیقی با دوری از پیچیدگی‌هایی که امرز بی‌دلیل در موسیقی ایرانی راه خود را باز کرده‌اند، مخاطب را سر جایش میخکوب کردند. آنها با یک تمپوی ساده کاری کرده‌اند که موسیقی ما در این سال‌ها از آن فاصله زیادی گرفته است. این همان کارکرد موسیقی است که باید مدنظر قرار بگیرد اما افسوس که قرار نگرفته است.

 

بگذارید نظر کلی شما را در مورد برگزاری جشنواره‌ای که گروه‌های موسیقی حاضر در جغرافیای ایران فرهنگی هم در آن حضور دارند و به اجرای برنامه می‌پردازند بدانیم... .

برگزاری جشنواره حداقل قابلیتی که دارد آن است که ما موسیقی امروز خودمان را با آنچه در کشورهای منطقه در جریان است مقایسه کنیم و دریابیم تا چه حد از آنها عقب افتاده‌ایم. دریابیم که تقلید و فاصله گرفتن از نوآوری چقدر می‌تواند به ریشه‌های یک موسیقی آسیب برساند.

 

با این وجود اما شما خودتان یکی از هنرمندانی هستید که در این مسیر کوشش‌های بسیاری داشته‌اید. شاهد مثالش هم همین دو آلبومی که در امسال با صدای شما منتشر شدند. وقتی از آسیب و دور افتادن از نوآوری سخن می‌گویید دقیقا مرادتان چیست و چه راه برون‌رفتی از این وضع در ذهن دارید؟

به هر حال مساله اینجاست که از قبل گفته‌اند یک دست صدا ندارد. امروز قاطبه موزیسین‌های جوان به تقلید روی آورده‌اند و اصلا به این فکر نمی‌کنند که خودشان هم باید کاری کنند تا این موسیقی قدری رو به جلو حرکت کند. مساله نه فقط در موسیقی بلکه در سایر شؤونات زندگی این است که بخش زیادی از افراد جامعه ایرانی در طول ادوار مختلف تاریخی مساله را به‌خوبی نشنیده‌اند و درکش نکرده‌اند. خب وقتی شما سوال را به‌خوبی در نیابید چطور می‌خواهید کار به فرجام برسد. در حوزه موسیقی و خاصه موسیقی ایرانی امروز من به کسانی که در این عرصه فعال هستند نقد دارم. ما در طول سال‌های مختلف صداهای خوبی در جامعه داشته‌ایم و هنوز هم این فرصت در اختیارمان است. اما مساله فقط صدای خوب نیست. شما باید اهل مطالعه باشید تا دریابید باید چه کاری را انجام دهید و از انجام دادن چه کاری محروم هستید. این محروم بودنی که دارم از آن صحبت می‌کنم در معنای منفی نیست، می‌گویم شمای نوعی به‌عنوان کسی که مدعی است دارد در عرصه هنر گام برمی‌دارد نباید هر کاری انجام دهید و نباید گمان کنید چون مثلا صدایتان آماده است می‌توانید هر چیزی بخوانید. خواندن به‌عنوان چیزی که در گذشته با حکمت در ارتباط بوده و شعر هم در کنارش نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارد فقط به صدا ارتباط ندارد، اندیشه و دل و جان باید در کنار هم جمع شوند تا بشود کاری در خور شأن ادبیات و عرفان ایران انجام داد.

 

نقد شما به نسل جوان است بنابراین باید بپرسم به نظر شما چه اتفاقی افتاده که این نسل تا این حد از مسیری که آواز ایرانی در حال طی کردن آن بود فاصله گرفته است؟

مساله اصلی زود به مقصد رسیدن است. وقتی روزگار جوانی خودم را دوباره مرور می‌کنم می‌بینم نسل ما سخت تلاش کرد، زحمت کشید و شب بیداری و پشت خط ماندن را آموخت بنابراین صبور شد. این نسل اما به نظر من زودتر از موعد به مقصد رسید و به همین خاطر گمان کرد کار تمام شده و حتما کارش عالی است که حالا در این جایگاه قرار گرفته است. مساله اصلی وجود درک شخصی است با این توضیح که اگر کسی که در عرصه هنر فعال است دریابد چه کاری را اجازه دارد انجام دهد و برای انجام چه کاری آماده نیست، وضعی که هنر هم‌اکنون در این کشور دارد تغییر اساسی خواهد کرد. به‌عنوان مثال امروز بیشتر کسانی که در حوزه آواز کار می‌کنند فقط و فقط به بیان تغزلی اثر اهمیت می‌دهند. گونه‌های مختلف موسیقی حماسی و عرفانی دیگر دارند فراموش می‌شوند. اینها همه نشانه‌هایی از محدودیت و کم بودن سواد است. اگر هنرمند به این درجه از توانایی برسد که متوجه شود به‌عنوان مثال شعر مولانا و فردوسی فقط نباید و بلکه اصلا نباید به‌صورت صرفا تغزلی ارایه شود، در این شرایط است که موسیقی اثر گذار می‌شود و می‌توان انتظار داشت موزیسین‌های امروز هم کارهای ماندگاری را رقم بزنند که در حافظه صوتی مردمان بماند.

 

رسیدن به نقطه‌ای که خواننده بتواند بیان حماسی را به نحو احسنت ارایه دهد نیازمند چه پیش زمینه‌ای است؟

رسیدن به لحن حماسی که من از آن صحبت می‌کنم علاوه بر توانایی صوتی، به تحقیق و مطالعه در مورد تاریخ ایران، اسطوره‌شناسی و خواندن چندین و چند ساله حماسه‌ای چون آنچه ابوالقاسم فردوسی فراروی ما قرار داده نیازمند است.

 

در مورد مولانا چطور؟

در مورد شیوه خواندن اشعار مولانا که متاسفانه آنها هم امروز فقط و فقط به شیوه تغزلی‌(آنچنان که مثلا شعر سعدی هم درست همان‌طور خوانده می‌شود) انجام می‌گیرد باید خواننده خودش را در معرض آن اشعار به‌صورت تام و تمام قرار دهد. بارها و بارها باید آنها را بخواند تا دست‌کم بتوانم به برخی مفاهیم موجود در اشعار این عارف والامقام دست پیدا کند و بعد شروع کند به خواندن اشعار او. به همین خاطر است که من بارها گفته‌ام دکلمه شعر مولانا توسط اهل فن صدها برابر بهتر از آن است که یک کارنابلد با آواز بد آن اشعار را بخواند.

 

شاید هم بتوان دلیل قرار گرفتن در وضع کنونی را قرار گرفتن موسیقی ایرانی در مسیر شهری شدن دانست. با این توضیح که موسیقی نواحی به‌عنوان مادر گونه‌های دیگر موسیقی این مرز و بوم امروز در حال کم‌رنگ‌تر شدن است...

از نظر من موسیقی نواحی یک کل است که موسیقی ردیف دستگاهی جزء کوچکی از آن را تشکیل می‌دهد. موسیقی نواحی دارای لحن‌های مختلفی است که می‌توان شادمانگی، حماسه و لحن‌های دیگر را از آن استخراج کرد و مورد استفاده قرار داد. موسیقی دستگاهی اما در گذر ایام تبدیل به یک امر تشریفاتی و تزئینی شده که در آن نفس راهی ندارد. بسیاری از اساتید این نوع از موسیقی هم به نفس اهمیت چندانی نمی‌دهند. موج‌ها و دندانه‌هایی که در موسیقی نواحی هنوز هم به فراوانی یافت می‌شوند امروز در موسیقی دستگاهی کم‌رنگ شده‌اند و حتی می‌توان گفت از بین رفته‌اند.

 

در چنین شرایطی صحبت کردن از نوآوری کار سختی نیست؟ بالاخره به نظر می‌رسد در چنین وضعی ملاک‌های مشخصی برای ارایه کار نو وجود ندارد!

ما باید بپذیریم موسیقی سنتی باوجود تمام مزایایی که دارد در طول چند دهه اخیر در یک رکود دایمی به سر می‌برد. در این شرایط اگر شما به‌عنوان یک موزیسین تمام توجه خود را مصروف موسیقی سنتی کنید طبیعتا از آفرینش‌ها و ظرفیت‌های خلاقه بسیاری جا خواهید ماند. به عبارت دیگر موسیقی دستگاهی بنا به شرایطی که دارد این قابلیت را داراست که موزیسین را خشک و یک بعدی بار بیاورد. بنابراین وقتی ریشه‌های قوی در کار نباشند، آنچه اتفاق می‌افتد نه تنها ارایه کار نو نیست بلکه از جاهای خطرناکی هم سر در می آورد. استمرار این مسیر موسیقی ایرانی را در یک موقعیت خطرناک قرار خواهد داد

بستن http://www.modarair.com/news/موسیقی/شهرام-ناظری.html
مطالب مرتبطمطالب مرتبط:
بازديد کل : 363902     
تمام حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به سايت بنياد مدارا و تدبير مردم ایران ( تأسیس: سال 1384 ) می باشد.
نام شما:
ایمیل مقصد: