نام شما:
ایمیل مقصد:

 1399، سال بازگشت اعتماد عمومی و دیپلماسی شهری/ نویسنده: حمیدرضا موحدی‌زاده، نایب‌رئیس شورای اسلامی شهر مشهد
سال ۱۳۹۸ با تمام فرازونشیب‌ها و حوادث سهمگین آن بر ما، شهروندان و مردم نجیب و صبور ایران گذشت. می‌دانیم چالش‌های اقتصادی، انسانی، محیط‌زیست و زندگی شهری در برابر عزم، خواست و اراده انسان‌ها، کوچک و قابل مدیریت و کنترل اس...

میل ابدي به ماندگاری در عرصه سیاست در ايران! لزوم متعادل‌سازی و چرخش نخبگان در كشور

میل ابدي به ماندگاری در عرصه سیاست در ايران! لزوم متعادل‌سازی و چرخش نخبگان در كشور


گروه: مسائل اجتماعی و فرهنگی
تاریخ درج: 1394/11/6
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 1

سایت بهارنیوز/ عطا افشاریان/ عدم توازن قدرت در جامعه ساختار نامتناسبی را ایجاد می‌نماید، که نمونه آن در سالهای پس از 84 دیده شد. در واقع انتقال قدرت از افرادی ثابت به افرادی جدید، تنش حاکمیتی را بالا برد. گروه مقالات: جامعه متعادل، جامعه‌ای است که توزیع ثروت و قدرت به حد زیادی صورت گرفته باشد، به گونه‌ای که در آن جامعه زیاده خواهی و حرص و ولع انسانها، با آموزش صحیح و حرکت امیال، کنترل شده و مهار شده باشد. این کنترل البته با زور و‌ ترس و نصیحت انجام نخواهد شد بلکه رشد اجتماعی افراد و ایجاد فرصت رشد برای همه و همچنین کاهش فاصله طبقاتی زمینه چنین جامعه‌ای را فراهم می‌سازد. شاید به همین دلیل است که بسیاری از کشورهای اروپای غربی و مرکزی، از استاندارد زندگی بالایی برخوردارند.

ترویج امور گروهی، در جهت رشد جامعه پذیری مردم و گروه‌ها بسیار موثرند. البته منوط به اینکه فرهنگ صحیح مصرف و الگو پذیری در جامعه حاکم باشد و رقابت غلط مبتنی بر مصرف‌گرایی در جامعه حاکم نگردد. احزاب و گروهها نیز نقش موثری در متعادل‌سازی جامعه دارند. احزاب با ایجاد ساختار و رشد قدرت طلبی افراد در محدوده اصول انسانی، آنها را به کنترل خود درآورده و در جهت مدیریت بهتر منابع و امکانات کشور به کار خواهند بست. کنترل میل به قدرت طلبی و هدایت آن در شکل احزاب و گروهها، ضمن استعداد سنجی آنها، منجر به توسعه زیر ساخت انسانی این گروهها در جهت رشد همه جانبه کشور می‌گردد.

در صورتی که احزاب قدرتمند وجود نداشته باشند و سیاست پیشگی با رویه‌های غیر اخلاقی و مدیریت نشده و مبتنی بر موج سواری صورت گیرد، جامعه سیاست زده شده و مردم از زیر نظر گرفتن حاکمیت، بعنوان مدیران کشور، چشم پوشی می‌کنند. در چنین عرصه‌ای به طور حتم حاکمیت میل به یکپارچگی پیدا کرده و عده‌ای اندک قدرت را در دست خواهند گرفت. عدم توازن قدرت در جامعه ساختار نامتناسبی را ایجاد می‌نماید، که نمونه آن در سالهای پس از 84 دیده شد. در واقع انتقال قدرت از افرادی ثابت به افرادی جدید، تنش حاکمیتی را بالا برد. دلیل آن را باید در عدم توزیع مناسب قدرت و البته ثروت در میان حاکمیت دانست. نهايتا این تنش، خسارت‌های بسیاری را موجب گردید.

این در حالیست که انتقال و توزیع قدرت به صورت داوطلبانه از سمت سیاستمداران و مدیران بلند پایه کشور، ضمن تضمین سلامت آینده کشور، روان اجتماعی کشور را نیز بهبود می‌دهد. شاید ایده آل گرایی تلقی شود ولی هر مدیری باید به دور از قدرت طلبی بداند که شاید تفکر وی پس از مدتی برای سازمان یا کشورش مفید نیست و لازم است با تغییر، افکار جدید وارد شوند و همچنین شخص فرصتی برای بررسی عملکرد خود خارج از مجموعه بیابد. در این‌صورت، قدرت و میل به پست‌های اجتماعی، به سمت رهبری و کار و ارزش آفرینی سوق پیدا می‌کند.

متاسفانه میل به ماندگاری در عرصه سیاست و همچنین مدیریت در جامعه ما بسیار بالا است و همین میل، سبب تنشهای سیاسی می‌گردد و به تبع آن بی‌ثباتی را در جامعه نهادینه می‌سازد. جهت رشد همه جانبه نیاز به انتقال و توزیع قدرت و ثروت است. عدم توزیع مناسب قدرت، از یکطرف منجر به ماندگاری بیش از حد در قدرت و وجود فکر یکسان، نه برنامه بلند مدت یکسان، در هرم قدرت و حتی منجر به حذف می‌گردد و از سمت دیگر تنش‌های سیاسی و اجتماعی را سبب می‌شود.

جامعه پویا و با توزیع مناسب، از رقابت‌های غلط به دور خواهد بود. زیاده از حد خوش بینی است ولی زمانی که در سازمانها مدیریت مشارکتی و حتی چرخشی گردد، در آن زمان جامعه یک جامعه سالم خواهد بود. حذف سیاستمداران و مدیران کهنه کار طی سالیان اخیر از صحنه سیاسی کشور و عدم استفاده از پتانسیل‌های آنها در عرصه‌های مختلف، خسارتهای زیادی را به جامعه وارد می‌کند. توزیع قدرت حکم می‌کند که سیاستمداران کهنه کار، خود، وارد گود رقابتهای سیاسی نشوند، ولی حذف کامل آنها نیز از عرصه سیاست شاید اشتباهی بزرگ است.

باید به آنها امکان مانور، آزادی بیان و امکان ایجاد بنیادهای اجتماعی داد و از سابقه آنها در جهت کادرسازی برای آینده و همچنین تسهیل فرآیندهای داخلی و خارجی استفاده نمود. حذف دولتهای پیشین و روسای جمهور آن از صحنه جامعه، نباید با تهمت و حذف رسانه‌ای و تنش باشد. بلکه آنها باید در درجه اول خود داوطلبانه عرصه را برای افراد جدید خالی کنند و در درجه دوم، از آنها بعنوان افرادی کارآمد که با هزینه این کشور و مردم آن صاحب تجربه شده‌اند، در عرصه‌های اجتماعی داخلی و خارجی استفاده نمود.

نمونه خوب این رویکرد، حرکت مدیران اقتصادی بازنشسته دولت‌های گذشته به سمت ایجاد بنگاههای خصوصی بوده است، رویه وامهای دولت احمدی‌نژاد و تلفیق آن با تجربه این مدیران شاید می‌توانست بیش از این کشور را نجات دهد که متاسفانه در سایه حوادث سال 1388، سرنوشت کشور تغییر کرد و عوامل موثر هر دو طرف، حتی با حبس و محاکمه نیز، جبران خسارت نتوانند کرد.

سیاست حذف رقبا و آنچه بر سر دولت‌های قبلي در دو دولت احمدی نژاد آمد، ظاهرا در دولت فعلی در حال تکرار شدن است و رسانه‌ها و سیاستمداران تا حد بالایی نسبت به ورود مجدد احمدی‌نژاد به عرصه سیاست نگرانند. باید دانست که اگر کارنامه آن دولت در نزد مردم نامطلوب است نباید هیچ جای نگرانی وجود داشته باشد و اگر هم آن کارنامه قابل دفاع است و حاکمیت نگران روشن شدن ذهن مردم است که باید نگران آینده کشور بود.

در هر دو صورت، بر اصحاب رسانه و مدیران و سیاستمداران واجب است، عرصه فعالیت و دفاع و صحبت را برای همه فراهم سازند. از خاتمي تا احمدی نژاد و مدیران وابسته به آنها باید بتوانند در عرصه اجتماعی، به بیان افکار و اندیشه‌های خود بپردازند و اگر چنین اتفاقی نیافتد، کشور دچار بحران فکری خواهد شد، بحرانی که ناشی از یکسان اندیشی و خودسانسوری توسط افراد صورت می‌گیرد و در بلند مدت منجر به کاهش اندیشه در میان مردم می‌گردد. رشد اجتماعی و فرهنگی، در شکل گروه‌ها و با ایجاد فکر میان مردم و به اندیشه واداشتن آنها، امکان پذیر است و جامعه محافظه کار و دگم اندیش و خود سانسور، به تئوری پردازی نخواهد رسید تا به دنبال آن صاحب رشد و تمدن نو گردد.

بستن http://www.modarair.com/news/مسائل-اجتماعی/سیاست.html
مطالب مرتبطمطالب مرتبط:
بازديد کل : 404387     
تمام حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به سايت بنياد مدارا و تدبير مردم ایران ( تأسیس: سال 1384 ) می باشد.
نام شما:
ایمیل مقصد: