نام شما:
ایمیل مقصد:

 سال 1398 سال نوعدوستی، انعطاف و گشایش در مدیریت شهری نویسنده: حمیدرضا موحدی زاده*
در آستانه آغاز سال جدید 1398 به سر می بریم. این که سال 1397 چگونه بر ما و جامعه ایران گذشت، مستلزم ارائه تحلیل دقیق و چرائی تحولات و وقایع در روند مسائل ملی و بین المللی می باشد. این که چه چشم اندازی فراروی مردم، جوانان و فرزندان ما در سال 1398 می ...

«فرهنگ» راهبرد ملی است؛ نه ابزار مقابله با دولت! *دکتر هوشنگ عطاپور

«فرهنگ» راهبرد ملی است؛ نه ابزار مقابله با دولت! *دکتر هوشنگ عطاپور


گروه: فرهنگ، تاریخ، ادبیات و هنر
تاریخ درج: 1393/1/14
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 1

شاید تعداد زیادی از همکاران روزنامه نگار ، در رسانه های ارتباط جمعی، به «جنبه های ایجابی فرهنگ» در توسعه ی اجتماعی جوامع بپردازند ؛ که با توجه به نامگذاری سال ۱۳۹۳ از سوی مقام معظم رهبری با عنوان سال«اقتصاد فرهنگ» ، امری است لازم و به جا.
اما من ، به دلایلی که در ذیل خواهم گفت ، می خواهم از منظری دیگر به مقوله ی فرهنگ بپردازم.یا به عبارت دقیق تر،”از زاویه ی دید کسانی که به فرهنگ ،«نگاه ابزاری و تاکتیکی» دارند ؛ آن هم جهت مقابله با دولت رقیب! آنها با رویکرد ابزارگرایانه ی خود به فرهنگ، این ذات متعالی و ارزشمند را آفت زده می کنند، همچون آفتی که محصولات مزرعه ای را نابود می کند.
فرهنگ از آن رو بسیار مهم است که در گنجینه ی مفاهیم اجتماعی ناظر بر«رابطه ی انسان با خود» و «انسان با دیگران» ،هیچ مفهوم دیگری به اندازه ی آن(فرهنگ)، سمت و سو و آرمان مشترک تک – تک افراد جامعه را برای داشتن یک زندگی اخلاقی ، ارزشمند ، پایدار، مستحکم ، مولّد ، کارآمد ، اثربخش و پویا مدیریت نمی کند!
به قول غربی ها ، فرهنگ(Culture) محل تکثیر ، رشد و نشوو نمای یک جامعه و به قول ما ایرانی ها، شکوه و عظمت ایزدی یک جمع و گروه است که تک-تک افراد جامعه ، به داشتن آن ذات ارزشمند ، به خود می بالند و داشتن یا نداشتن آن را وجه تمایز جامعه ی خود با جوامع دیگر می دانند. به دیگر سخن ؛ آن مفهوم و ذاتی که جامعه ای را از جامعه ی دیگر ممتاز می کند ، فرهنگ متعالی و آمیخته و آغشته با مفاهیم بلند اخلاقی است.
وقتی بزرگان و فرهیختگان ما از فرهنگ سخن می رانند بر جنبه های ایجابی فرهنگ برای بهبود و ارتقاء جوامع تاکید دارند.«یعنی زدودن آلایش و ناپاکی ها از سیمای جامعه و تزریق روح نشاط خلاقانه برای یک زندگی بهتر و همراه با رفاه مادی و معنوی انسان ها».
هر آن چه که بتواند روابط «انسان با خود» و «انسان با دیگران» را به سمت یک زندگی توام با آسایش و آرامش مادی و معنوی رهنمون سازد و تعامل انسانی دین و اخلاقمدارانه را بین افراد و جوامع گسترش دهد ، «فرهنگ متعالی» است و شایسته ی احترام و ارزش.
اما ، گاه کسانی هم پیدا می شوند که نگاه «ابزارمدارانه» به فرهنگ دارند ، همچون سایر مفاهیم اجتماعی.آنان نگاهی تنگ و محدود به فرهنگ دارند و هر آن چه را که با قرائت و تفسیر خود از فرهنگ مطابقت داشته باشد ،«راست ِمطلق» تصور کرده و در نهایت تفسیر و تعبیر خود را معیارو میزان درستی و نادرستی نگرش و رفتار دیگران قرار می دهند و بر اساس همین طرز تلقی خاص ، محدود و منحصر ، فضای آزاداندیشی را برای تولید محصولات بسیار متنوع فرهنگی تحدید می کنند و با اتخاذ همین رویکرد ویژه است که قیچی سانسورچی ها تیزتر و موتور توقیف ها روان ترمی شود.
تجارب ۲۰ سال اخیر نشان می دهد که هر وقت مفهومی متعالی از سوی بزرگان نظام مطرح می شود و یا دولتی با رویکرد توسعه ی فرهنگی روی کار می آید و سیاست بسط آزادی های اجتماعی و حقوق شهروندی مطرح می شود ، افراد و گروه های تمامیت خواهی پیدا می شوند که فرهنگ را به چماقی برای سرکوب جناح رقیب سیاسی خود تبدیل می کنند و در فعالیت های میدانی ، به سازماندهی گروه های فشار مختلف و متنوع اقدام می نمایند ؛ کتاب فروشی ها را به آتش می کشند ، سینماها را می بندند ، سخنرانی ها را برهم می زنند و …
مشکل این افراد و گروه ها ، داشتن نگاه انحصارگرایانه به عرصه های فرهنگی کشور است.آنها خود را قطب فرهنگ متعالی می دانند و بنابرین همه را جز خود ، «نفی و رد» می کنند. چنان که در دوران اصلاحات شاهد بودیم، علنی ترین و قدرتمندترین جریان های مخالف با سیاست های دولت وقت را همین گروه های فشار انحصار طلب به جریان انداختند وحتی به تهدید ، ترور و ارعاب مقامات دولت اصلاحات اقدام نمودند.هر چند که بعدا برخی سلسله جنبانان این گروه ها ، به کارهای فرهنگی روی آوردند و کارگردان و فیلمساز شدند و از حوزه های ممنوعه ای که دیگران حق ورود به آن جاها را نداشتند ؛ فیلم ها ساختند و به نان و نوایی رسیدند که هنوز هم «درخت نان» آنهاست.
آن چه که از مجموعه ی تحرکات جریان انحصارگرعرصه های فرهنگی کشور ، حتی پیش از انتخابات ۲۴ خرداد۱۳۹۲ ، در تریبون ها و رسانه های متعلق به آنها ، به مشام می رسد ؛ حاکی از فعال شدن موتور ابزار فرهنگی آنها برای به شکست کشاندن دولت تدبیر و امید است. زیرا یکی از وجوه مشترک «دولت اصلاحات» با «دولت اعتدال» ، در جهت گیری های فرهنگی و تعهد هر دو دولت برای تامین حقوق شهروندی است و بخش عمده و اصلی تامین حقوق شهروندی هم در عرصه های متنوع فرهنگی شکل می گیرد و عقبه ی دولت تدبیر و امید را تشکیل می دهد.
پس در سال ۱۳۹۳باز گروه های سیاسی افراطی مخالف دولت ، درصدد برخواهند آمد تا گرانیگاه مخالفت خود را مقوله های فرهنگی قرار بدهند؛ زیرا این جا همان عرصه ای است که مخالفان رادیکال بیشترین ابزار مخالفت را با دولت تدبیر و امید ، در اختیار دارند و هیچ بعید نیست که تاریخ بار دیگر تکرار شود و این بار هم ، «آقای علی جنتی» ، وزیر ارشاد فعلی همچون سلف خود ، در حاشیه ی یکی از نمازهای جمعه ی تهران مورد حمله ی گروه های فشار قرار بگیرد(این موضوع پیش بینی نیست، حدس و گمانی رفتارشناسانه است)!
تنها توصیه ای که به این گروه از فعالین سیاسی افراطی دارم ، «پرهیز آنها ازداشتن نگاه ابزارگرایانه به مقوله ی فرهنگ است». زیرا، «فرهنگ راهبرد ملی است نه ابزار مقابله با دولت». بدون شک ، هر مفهوم اجتماعی که ابزار وصول به قدرت قرار بگیرد ؛ کلیّت آن اجتماع و جامعه ، دچاربحران و آسیب های جبران ناپذیر تاریخی می شود. مثلاً ، اگر در جامعه ای سخن دروغ از سوی افراد سرشناس ، به وفور به کار رود ، شکی نداشته باشیم که مفاهیم «صداقت» و «اعتماد» در آن جامعه ، به شکل تاریخی مخدوش خواهد شد. وسیله قراردادن ارزش های فرهنگی یک جامعه برای اهداف قدرت طلبانه ی صرف ، می تواند بنیان های اخلاقی آن جامعه را از بین ببرد؛ آن گاه چگونه می توان به رستگاری آن جامعه امیدوار بود؟
در پایان به عنوان نمونه و مصداق ، به «ارزش های فرهنگی مرتبط با توسعه ی اقتصادی» اشاره ای می کنم ؛ شاید عمق تخریب کنندگی «ابزارانگاری فرهنگی» را نشان داده باشم:
“سال هاست که می گوییم جنس ایرانی بخرید.سال هاست که به خاطر حمایت از «تولید داخلی» ، به «صنعت داخلی» یارانه می دهیم. سال هاست که افت شدید کیفیت کالاهای داخلی را شاهد هستیم. اما به «هدفِ درست تقویت تولید داخلی» ، از سوی صنعتگران سودجو ، با تولید کالاهای بی کیفیت و فاقد مزیت های رقابتی در بازارهای داخلی و خارجی پاسخ داده شده است. در سایه ی حمایت های بی حد و حصر و دایگی طولانی مدت ، صنعت ما همچنان نحیف و لاغر مانده است و فرهنگ رایج و حاکم بر جامعه ، به خرید و استفاده از کالاهای خارجی گرایش و تمایل پیدا کرده است.در این بین فرهنگ گرایش و تمایل به تولید با کیفیت و مصرف کالاهای داخلی به فرهنگ مصرف کالاهای با کیفیت خارجی تبدیل شده است. یعنی تناقض در ارزش های فرهنگی ، درجامعه ای که فعالیت های اقتصادی آزاد و رقابتی نیست! یعنی حاکمیت نگاه ابزارگرایانه به فرهنگ (روح جامعه).یعنی مخالفت با دولت مستقر به هر بهانه…”.

بستن http://www.modarair.com/news/فرهنگ-و-هنر/فرهنگ.html
مطالب مرتبطمطالب مرتبط:
بازديد کل : 331381     
تمام حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به سايت بنياد مدارا و تدبير مردم ایران ( تأسیس: سال 1384 ) می باشد.
نام شما:
ایمیل مقصد: