نام شما:
ایمیل مقصد:

 سال 1398 سال نوعدوستی، انعطاف و گشایش در مدیریت شهری نویسنده: حمیدرضا موحدی زاده*
در آستانه آغاز سال جدید 1398 به سر می بریم. این که سال 1397 چگونه بر ما و جامعه ایران گذشت، مستلزم ارائه تحلیل دقیق و چرائی تحولات و وقایع در روند مسائل ملی و بین المللی می باشد. این که چه چشم اندازی فراروی مردم، جوانان و فرزندان ما در سال 1398 می ...

آیت الله طالقانی در حوزه اجتماعی و فرهنگی از تسامح، تساهل و مدارا به عنوان راهکار رفع موانع و مشکلات و حرکت به سوی یک جامعه ایده آل یاد می کند.

آیت الله طالقانی در حوزه اجتماعی و فرهنگی از تسامح، تساهل و مدارا به عنوان راهکار رفع موانع و مشکلات و حرکت به سوی یک جامعه ایده آل یاد می کند.


گروه: دیباچه و سخن هفته
تاریخ درج: 1394/6/18
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 0

آیت الله طالقانی به عنوان یکی از متفکرین و مبارزان پیشگام معاصر، ریشه های اصلی مشکلات و بحرانهای موجود در جوامع اسلامی را دوری از تعالیم اصیل دین اسلام، استبداد و استعمار می دانست و در این راستانیز راه حلهایی جهت رفع این مشکلات ارائه کرده است. مهمترین راه حلها از نظر ایشان عبارتند از بازگشت به اسلام و فرهنگ قرآنی، آزادی، تسامح و مدارا، اقتصاد اسلامی و شورا. باید در نظر داشت که مجموعه این موارد در کنار هم به عنوان راهکاری برای حل مشکلات در نظر گرفته می شوند و تمام این راه حلها در کنار هم یک کل منسجم و یکپارچه ای را به وجود می آورند که از نظر طالقانی، می توانند چاره گشای مشکلات روزافزون جامعه باشند. اینک به بررسی و شرح یک به یک این راه حلها می پردازیم.

۱) بازگشت به اسلام و فرهنگ قرآنی
طالقانی اولین و مهمترین راهکار حل تمامی مشکلات و معضلات، عقب ماندگی ها و نابسامانی های جامعه ایران و اسلام را بازگشت به مبانی اصیل دین اسلام می داند. وی مهمترین، اصیل ترین و دست نخورده ترین منبع اسلامی را کتاب خدا، یعنی قرآن کریم می داند و بر لزوم توجه به تعالیم قرآنی برای رهایی از بند تمامی مشکلات، تأکید می کند. وی معتقد است که اسلام، برنامه جامعی برای تمام امور مسلمین دارد و باید در تمامی جوانب زندگی از اسلام پیروی کرد. وی می گوید، اسلامی که برای تمامی امور از کوچک و بزرگ برنامه دارد چگونه ممکن است امور سیاسی را به حال خود واگذارد و نظام و برنامه سیاسی و حکومتی نداشته باشد.
طالقانی، یکی از پایه گذاران اسلام سیاسی در ایران معاصر است. او سیاست را جزء دین و دین را راهنمای سیاست و دخالت در سیاست را فریضه دینی و وظیفه انسانی خویش می شمرد. دعوت طالقانی، به اسلام سیاسی، دعوت به اسلام مبارز یا اسلام انقلابی بود.
طالقانی، قرآن را کتاب اجتماع و سیاست می خواند. او کاشف قرآن به عنوان یک منبع مهم الهام سیاسی است و مهمترین کارش وارد کردن قرآن و تفسیر آن در محیط و دنیای مردم ایران بود. وی پایه گذار نهضت بازگشت به قرآن در ایران معاصر است. وی، نه تنها قرآن را در سنامة اجتماع و سیاست می خواند، بلکه درک آن را در گرو حضور اجتماعی و سیاسی می شمرد که با انزوای سیاسی و مطالعات انتزاعی ممکن نمی شود.
وی در مقدمه ای که بر کتاب سحرالموهوم و صحوالمعلوم یا راه تجدید عظمت و قدرت اسلامی، اثر حجت الاسلام خارقانی نوشته است، راه حل انحطاط و ضعف عمومی مسلمین و پراکندگی مسلمین را بازگشت به کتاب و سنت جامعه می داند و معتقد است که موارد اختلاف بین مسلمین را باید به کتاب و سنت جامعه تطبیق داد.
وی با تمسک به آیاتی چون "ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین" و "ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم" قرآن را کتاب هدایت مسلمین می داند و اشاره می کند که علت اینکه امروزه مسلمانان مقلد و دنباله رو شده اند و منتظر تقدیر زمامداران و دول و ملل دیگر شده اند این است که هدایت قرآن بر کنار شده و استفاده از قرآن به مجالس ختم، سوگند و تشریفات منحصر گردیده است. وی می گوید اگر کسی به قرآن گراید، قرآن وی را با خود به سرمنزل سعادت رهبری می کند و قرآن چراغهای هدایت و شعله های افروخته حکمت و رهنمای معارف است. قرآن، کتاب هدایت و نجات بشر است و اگر انسانیت به دستورات آن عمل کند و نقشه زندگی را از آن بگیرد، به سرمنزل سعادت، رهنمون خواهد شد و برای اینکه مسلمین از این پراکندگی و پراکنده گویی راهها و مسلکها نجات یابند، راهی ندارند جز اینکه دنباله رو هدایت قرآن باشند و راستی و مصلحت و ضرورت و واجب اولی مسلمین را تمسک به قرآن می داند و بس.
۲) آزادی
آزادی، در اندیشه طالقانی، به عنوان راه حل بسیاری از مشکلات و مسائل مطرح می شود و از مفاهیم کلیدی اندیشه وی می باشد. وی به آزادی با توجه به مبانی دینی و قرآنی می نگرد و آزادی را آزادی از ارادة فرد (دیگران) تعریف می کند و معتقد است که دین اسلام دین آزادی است و هدفش آزادی انسانها از هر قید و بند ضد تکامل است و می گوید "آزادی این است که اندیشه انسان آزاد باشد و قالبی فکر نکند."
وی آزادی اندیشه و عدم تحمیل اندیشه را جزء اصول مسلم اسلامی می داند و معتقد است هر مذهبی و هر مکتبی که بشر را در محدوده خودش نگه دارد و آزادی فکر و اندیشه را از او بگیرد و محدودش کند، مکتبی ضدبشری است. آزادی در نزد طالقانی، مفهومی عاریتی نبوده و آن را از غرب به وام نگرفته، بلکه از کتاب خدا و سنت پیامبرش ستانده بود و از این رو تعجب می کرد که چگونه ممکن است کسی مسلمان باشد ولی آزادیخواه نباشد.
طالقانی، به کرات در ستایش آزادی به عنوان آرمان بزرگ انقلاب و ملت ایران سخن گفت و با تعابیر مختلف و متفاوت آن را در کانون توجه قرار داد و دیگر مسئولان انقلاب را به تأسی از آن فرامی خواند. آزادی در نگاه او تنها در پرتو مفاهیم و مضامین دینی قابل فهم بود، زیرا در برابر واژه ها و مفاهیمی چون طاغوت و طاغوتیان، شرک و مشرکان، زیاده خواهیها و استبدادورزیها، ظلمها و حق کشیها، قرار می گرفت.
وی آزادی را در پیوند با دینمداری، عدالت خواهی، سعة صدر، مدارای اسلامی و نفی شرک، طاغوت و استبدادگری معنا می کرد. طالقانی، آزادی را در تقابل با شرکت می دید، به اعتقاد او بنیادی ترین مسأله ای که انبیا مطرح کرده اند، آزادی بشر است که در پیوند تنگاتنگ با عبادت و بندگی خدا قرار دارد. آزادی به اعتقاد طالقانی، اصل بنیادی در همه مکتبها، نهضتها و انقلابهای بشر می باشد.
۳) تسامح
از دیگر راه حلهای طالقانی، در جهت رفع مشکلات، تأکید ایشان بر تسامح و مدارا در زمینه های مختلف فکری، اجتماعی، عقیدتی و عملی بود. تسامح و مدارا، از ویژگیهای برجسته و چشمگیر طالقانی بود و این ویژگی در او دو چندان ارزش و فضیلت دارد: یکی از آن رو که وی در جامعه ای می زیست که تسامح، قاعده و هنجار نبود و دیگر اینکه، ضمن پایبندی به اصول و ارزشها و کوشش برای تحقق آنها، با مخالفان و دگراندیشان، تسامح و مدارا می کرد.
وی تسامح را نه از غربیان، بلکه از قرآن و سیره پیشوایان اسلام آموخته بود. وی معتقد بر آن بود که پیشرفت اسلام و مسلمان شدن مردم در عصر بعثت، نخست به سبب اخلاق رحمت آمیز پیامبر و سپس به سبب منطق و هدایت قرآن بود. طالقانی، با عزمی استوار و ایمانی راسخ به توانمندی مکتب و کتابی که به آن اعتقاد داشت، فریاد برمی آورد هر چه می خواهد بگوید، هر مسلکی، آنهایی که می ترسند، اسلامی که می گوید: "قد تبین الرشد من الغی" دیگر برای چه وحشت داشته باشیم. بنابراین باز تکرار می کنم، من نمی خواهم هیچ مکتبی را بکوبم. اگر مکتبی علمی است، واقعیت دارد من با جان دل می پذیرم ... "
وی اعتقاد دارد که اسلام دارای سعة صدر بوده و با تنگ نظری سازگار نیست و می گوید: "مادامی که افرادی، گروههایی در خلاف مسیر و حرکت انقلاب اسلامی ما حرکت نکنند حق نداریم که نسبت به آنها تعرض کنیم، اهانت کنیم."
طالقانی، تواناییها و ظرفیتهای اسلام و نظام سیاسی مبتنی بر آن را چنان گسترده می دید که می توانست همه آرمانها و آمال مترقی و انسانی دیگر مکتبها را در خود جمع کند. به همین خاطر، هیچ گاه از طرح آرا و دیدگاههای مخالفان وحشت نداشت. بلکه خود به استقبال آنها می رفت و دعوت از آنها را به منظور طرح اندیشه هایشان یک رسالت تلقی می کرد. از نظر وی، سعادت، نجات و رستگاری همه ابنای بشر، جز در پرتو ی وسعت نظر و عمل به دست نمی آید.
۴) اقتصاد اسلامی
ارائه بحث اقتصاد اسلامی از سوی طالقانی، در راستای تلاش ایشان در مورد حل مشکلات حوزه های مختلف جامعه بوده است که وی اقتصاد اسلامی را در جهت حل مشکلات حوزه اقتصادی، ارائه می دهد. در این راستا وی به نگاشتن کتاب اسلام و مالکیت همت گماشت.
کتاب اسلام و مالکیت به دلیل خلأ گسترده و فقر فزاینده که در ادبیات اقتصادی اسلام وجود داشت، با استقبال روزافزون مخاطبانش مواجه گردید. به اعتقاد طالقانی، سوسیالیسم و کاپیتالیسم به دلیل تضادها و کاستیهای ماهوی خود و نادیده انگاشتن همة ابعاد متزاید اندیشه و عمل انسان قادر نبوده و نیستند تا بشر را به سوی رستگاری و کمال سوق دهند. وی در این اثر کوشید تا اقتصاد و سیاستهای اقتصادی را با رویکردی تاریخی در پرتوی معادلات اسلامی و بر بنیاد معارف و آموزه های آن تفسیر کند و راه برون رفت تازه ای که کاملاً متمایز از مکاتب اقتصادی ، سیاسی مسلط جهان آن روز بود، جستجو کند.
طالقانی در این کتاب به بررسی سیر تاریخی تقسیم کار، گسترة مالکیت، توزیع، مبادله، پول و سرانجام پیدایش قوانین و نظریات به منظور ایجاد تعادل در حوزه های اقتصادی می پردازد. از نظر وی، سرمایه داری پایه اقتصاد را بر آزادی فرد قرار می دهد اما در عمل این آزادی کاملاً محدود می گردد و بشر به شکل فزاینده ای تحت استثمار سرمایه داران قرار می گیرد. سرمایه داری و مارکسیسم نتیجتاً در تأمین منافع و آزادی گروه یا طبقه خاص و سلب آزادی افراد اکنون هر دو شریکند.
به اعتقاد طالقانی، مشکل اقتصادی همواره و در همه حال پیرامون سه موضوع دور می زند: الف) چگونگی علاقه ها و روابط مالکیت نسبت به زمین و منابع طبیعی.
ب) طریق تأمین استقلال و آزادی فردی.
ج) چگونگی تنظیم جریان و گردش پول و جلوگیری از تمرکز و پیدایش قدرت اقتصادی متکی به آن. و به نظر ایشان اگر به صورت عادلانه و آن گونه که مدنظر اسلام است افراد اجتماع با آزادی تا آنجا که به حقوق دیگران تجاوز نشود، از مواهب نفسانی خود و طبیعی جهان بهره گیرند و به صورت مشروع و مفید مالک و متصرف در نتایج کار خود گردند و پول وسیله جلب اموال بر استثمار و قدرت نشود، این معضلات، قابل حل است.
مالکیت اراضی را طالقانی بر اساس اصول اسلام به سه گروه انفال (متعلق به عموم مسلمین) فیء (متعلق به امام) و اراضی فاقد مالکیت شخصی تقسیم می کند و خراج، جزیه، کفارات، مالیات، خمس، زکات و اقسام آن و همچنین راه های مصرف آنها را تحت عنوان "توزیع از نظر اسلام" به بحث می گذارد.
مهمترین مختصات اقتصاد اسلامی از دید طالقانی به قرار زیر است:
الف) اقتصاد اسلامی، نه بر آزادی بی حد مالکیت فردی استوار است نه مبتنی بر مالکیت عمومی، بلکه افراد را در حدود محصول عمل، مالک می شناسد.
ب) علقه های مالی و مناسبات اقتصادی با نحوه فکر و فطریات و عواطف و غرایز آدمی مرتبط است.
ج) عمل، منشأ مالکیت می شود.
د) زمین و همه منابع طبیعی از آن همه است و دولت به نمایندگی از مردم، دارای حق نظارت و توزیع است.
هـ) توزیع عادلانه همه منابع طبیعی
و) کارگران و مزدبگیران محکوم طبقه سرمایه دار و مقهور دولت نیستند.
ز) حفظ استقلال در تصرفات مالی و پرورش شخصیت فرد در اجتماع.
ح) اقتصاد اسلام مبتنی بر اصول حق و عدالت است.
ط) مال و تصرفات در اسلام، وسیله ای برای رسیدن به مقاصد و هدفهای انسانی و جایگاه اخروی است.
طالقانی، نابرابریها، محرومیتها، فقر، استثمار و استضعاف را ناشی از رشد اقتصاد وابسته به سرمایه داری غربی می شمرد و با نقد سرمایه داری و جریان رقیب یعنی سوسیالیسم به طرح اقتصاد اسلامی پرداخت تا به زعم او به مثابه آلترناتیوی برای جامعه اسلامی ایران و برون رفت از بحرانهایی که دامنگیر آن بود،
عرض اندام کند. طالقانی، تفاوت بنیادین مکتب اقتصادی اسلام را با مکاتب دیگر در یک جمله یعنی "وسیله دیدن اقتصاد و نه هدف پنداشتن آن" می یافت و معتقد بود حکومت اسلامی و در رأس آن امام مسلمانان، جایگاه ویژه ای در هدایت سیاستها، جهت گیریها و خط مشی اقتصادی جامعه دارد و او به دلیل حق "اولی بالتصرف" اختیار تصرف در مالکیت افراد را به نفع مصالح اجتماعی خواهد داشت.
۵) شورا
یکی از مهمترین راه حلهای مشکلات مختلف جامعه، از دید طالقانی، شورا می باشد. وی با توجه به اصول قرآنی و اسلامی، شورا را متذکر می شود و با تمسک به آیاتی چون "وامرهم شوری بینهم" و "شاورهم فی الامر"، شورا را اصلی قرآنی و راه چاره بسیاری از مشکلات و معضلات اجتماعی می داند. شورا از نگاه طالقانی، به معنای حق دخالت همه مردم درتعیین سرنوشت سیاسی، شئون اجتماعی و حل و فصل همه مسائلی است که در زندگی جمعی پدید می آید.
نظریة شورا، طرحی است که می بایست در غیاب نظام مشروطه و در پی آشکار شدن ناکارآمدی و عدم مشروعیت نظام مذکور، جایگزین و جانشین آن شود که در حقیقت حرکتی به سوی نظامی مشارکت جویانه بر اساس اسلام و ارائه الگویی از دموکراسی دینی با استعانت از آیات قرآن و سنت معصومین بود که می بایست در ایران به محک آزمون گذارده شود.
طالقانی در عرصه عمل سیاسی ، اجتماعی پیشگام اجرای نظریه شورا درانقلاب ایران گردید. او در نخستین ماههای پس از پیروزی انقلاب، تحقق این امر را وجهة همت خود قرار داد و طرح اجرایی کمیته های محلی را با عنوان شوراهای محلی، ارائه کرد.
از نظر طالقانی، پس از انقلاب همه نهادهای اجرایی، قانونگذاری، قضائی، سیاسی، فرهنگی، نظامی و منابع ثروت کشور در خدمت مردم است و مردم باید سرنوشت خود را به دست گیرند. و از نظر وی مردم باید در سرنوشت خودشان دخالت داشته باشند.
وی تأکید می کند که مردمی که باور نمی کنند که بتوانند در زندگی معمولی و زندگی عمومی خودشان صاحب نظر باشند، برای اینکه بفهمند سرنوشتشان دست خودشان است، اینها را باید به آنها بگوییم، (دستور بدهیم و باور کنیم که شورا تشکیل بشود، حالا غیر از قبل است، آن وقت سرنوشت شما دست یک ژاندارم بود، دست یک بخشدار بود، دست یک مأمور دولت بود، الان سرنوشتتان دست خودتان است.) تا به این ترتیب به انقلاب واقعاً علاقه مند بشوند و بعد هم این انقلاب و همین شورا پایه بگیرد. از نظر طالقانی، شورا فقط به امر حکومت منحصر نمی گردد بلکه در برگیرندة همه شئون و مراتب زندگی اجتماعی است. حفظ منافع و مصالح جمعی مسلمانان به روشنی نیازمند مشورت با خردمندان و دانایان امر است. تأکیدهای فراوان قرآن در برخی آیات و سوره ها، سنت پیامبر و ائمه معصومین و روایات آنها نیز مؤید این موضوع است.
طالقانی، پیامدهای فراوانی برای مشورت برمی شمارد که مهمترین آنها عبارتند از جلوگیری از سقوط و هلاک، رشد فکری، سیاسی و اجتماعی مردم، کاهش ضریب خطا و اشتباه، شخصیت دادن و احترام نهادن به توده ها، گزینش کارگزاران قوی از افراد مستعد و ناشناخته نظارت همگانی و مشارکت مردمی. از نظر طالقانی، اگر نهاد شورا ، پدید آید، به مردم شخصیت داده می شود و آنها آشکارا در امور مشارکت می یابند.
نتیجه گیری

در یک جمع بندی می توان گفت طالقانی در حوزه سیاسی استبداد را مهمترین مشکل جوامع اسلامی می داند و از حاکمیت مردم و شورا به عنوان راهکار اصلی جهت برون رفت از بحران دفاع می کند و در حوزه اقتصادی برای حل مشکلات اقتصادی بر اقتصاد اسلامی تأکید دارد و آن را آلترناتیوی در مقابل اقتصاد سرمایه داری و سوسیالیستی مورد دفاع قرار می دهد و در حوزه اجتماعی و فرهنگی از تسامح، تساهل و مدارا به عنوان راهکار رفع موانع و مشکلات و حرکت به سوی یک جامعه ایده آل یاد می کند

بستن http://www.modarair.com/news/سخن-هفته/طالقانی.html
مطالب مرتبطمطالب مرتبط:
بازديد کل : 356892     
تمام حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به سايت بنياد مدارا و تدبير مردم ایران ( تأسیس: سال 1384 ) می باشد.
نام شما:
ایمیل مقصد: